بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

9

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

در اين موقع ساكنين كشتى عبارت بودند از اسرا كه بعضى محبوس و برخى در بند و زنجير بوده و اطفال آنها كه آزاد بودند . پنج نفر از سرنشينان كشتى بر اين عده گماشته شده بودند كه هم مراقب كشتى بودند و هم غذاى اسرا را ترتيب مىدادند . بقيه اهالى كشتى در قريه بودند . يك شب اسرا همدست شده به نگاهبانان خود حمله برده آنها را طناب‌پيچ كردند و در تاريكى شب كشتى را ربوده فرار نمودند . همين كه صبح شد ديديم كشتى در جاى نيست و ما مانده‌ايم بدون هيچگونه اسباب و وسايل زندگى جز مختصر لوازمى كه در قريه داشتيم . روزها گذشت و هيچ اثرى از كشتى پديدار نشد ، ناچار شديم چند ماه در آن قريه بمانيم تا كشتى كوچك و محقرى ساخته و با بدترين وضعى سوار شده به راه افتاديم . [ داستان شمارهء ] : 8 احمد بن على بن منير ناخدا ، اهل سيراف يكى از جملهء ناخدايانى بود كه در درياها مسافرتها كرده نام و شهرت بسزائى يافته بود . يكى از معاريف هند در سرنديب براى او چنين حكايت كرده است : زمانى كشتىاى در دريا شكست و مسافرين آن غرق شدند مگر عده‌اى كه بوسيلهء قايقى نجات يافته به يكى از جزاير نزديك هند پناه بردند و مدتى را در آن جزيره گذرانيدند تا آنكه اغلب آنان در آن جزيره مرده و هفت نفر باقى ماندند . در تمام مدتى كه اين اشخاص در جزيره بودند مرغ بسيار عظيمى را مشاهده مىكردند كه هر روز به جزيره فرود مىآمد و مىچريد و هنگام عصر پرواز كرده مىرفت ، روز ديگر نيز به همان طريق به جزيره مىآمد